ریحانه  جون ـــنبضـــ منریحانه جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره
محمد طاها جون ـــنبضـــ منمحمد طاها جون ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
محمدصدرا ـــنبضـــ منمحمدصدرا ـــنبضـــ من، تا این لحظه: 1 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

♥ریحانه گردو _ طاها بادوم _ صدرا فندق ـنبضـ زندگی مامان و بابا♥

یا الله،یا رحمن، یا رحیم،ثبت قلبی علی دینک

عشق جانم

الان برات کیک و شیر آوردم تا بخوری گفتی ممنون بعد سرتو رو پام گذاشتی و گفتی دوستت دارم😍💖اینقدر ذوق کردم و قربون صدقه ات رفتم که نگو☺️💋💋 راستی بگم امروز با هم رفتیم مدرسه اجی که خیلی دوست داری بری، یعنی هر بار که اجی سوار سرويس میشه بره مدرسه پشتش گریه میکنی منم سوار بشم😂 کارنامه اجی رو گرفتم همه درسهایش خیلی خوب بود.  امروز از ساعت4/30 صبح که من پاشدم کیک درست کنم بیدار بودی تا رفتیم مدرسه و 10/30 خونه بودیم روی مبل جلوی تلویزیون خوابت رفت. اجی هم 12/30 امد ساعت 1 هم عمه یه سر اومد اجی اینقدر گریه و اصرار که با عمه رفت قرار شد عمه قبل اینکه پارسا رو از مدرسه برداره اجی بیاره خونه. اینم از اتفاقات امروز☺️   ...
15 بهمن 1398

ناگفته های اخیر

سلام عزیزانم ببخشید این مدت بخاطر اتفاقات اخیر حوصله نوشتن نداشتم  طاها جونم حسابی بلبل شدی جمعه پیش صبحانه حلیم گذاشتم که شما علاقه ای نداری ولی من گفتم بذار بگم که قبلا میخوردی یادت رفته که گفتی من اصلا نخوردم. واینکه امروز صبح، گفتم کیک میخوری؟ نشنیدم چی جواب دادی، دوباره پرسیدم که گفتی، گفتم که میخورم. قربونت بشم فعل منفی کامل استفاده نمیکنی مثلا بعضی وقتها میگی نخوردم، بعضی وقتها میگی خوردم نه😂 یه روز کارتون می‌دیدی اجی مدرسه بود، بعدا گفتی کارتون دیدم، اجی بود نه، بابا بود نه😂😂 ریحانه جونم شما هم مدرسه رفتنی هفته های صبحی دوست نداری، شبها هم که دیر میخوابی، یعنی صبح ها هم من کلافه میشم تا بیدار بشی و صبحانه بخوری ...
14 بهمن 1398
1